بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
120
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
كردن آرد جوى بريان كه آن را پست گويند بر آن بپاشند و بگذارند و اگر آن را فروبرد مكرر كنند و همچنين گل سرخ سوده و يا گشنيز خشك سوده با قند و يا ترنجبين پاك ناكرده سوده عظيم نافع بود مكررا . و بسيار ديدم كه شب ترنجبين سوده پاشيدند و خواب كرد و بهتر شد و به تكرار آن زايل شد . و نيز بحران آن در سه روز يا پنج روز باشد . و بسيار بود كه بىعلاج سه چهار روزه صحت يابد و بنفشه مسحوق پاشيدن و همچنين اصل سوس مسحوق مفيد بود و خورانيدن شراب شاهتوت و همچنين شراب و قراقروت كه آن را سج گويند بسى مفيد آيد و شستن آن به عسل آب و بعد از آن پاشيدن دوا انفع آيد و پاشيدن پوست هليله زرد مسحوق با ترنجبين بسيار نافع آيد . بيان سفوف مجرب : بگيرند ترنجبين و زبل مرغ خانگى و يا زبل خشك آدمى و خاكستر پوست قوزه پنبه و خاكستر موى سر مساوى و جمله را سحق نيكو كرده بعد از غسل محل مرض به عسل و اشباه آن به وقت خواب بر آن بپاشند و در قلاعهاى كهنه و بد عظيم مفيد آيد . و مرضعه و طفل از غذاهاى گرم مطلقا حذر كنند و اگر به تنقيه حاجت آيد در اطفال ، مرضعه را تنقيه خلط سبب فرمايند و در كودكان به حجامت و زلو و شرط اذن و ملين و شياف تنقيه كنند و اگر به علاجى اقوى محتاج شوند و يا قلاع سياه بود از علاج قلاع غير اطفال آنچه مناسب بود به كار دارند . ورم حلق در ميان مرى و دهن اين مرض بسيار افتد و چيزى فروبردن به غايت دشوار باشد و گاه بود كه اين ورم به عضلها و مهرههاى پس گردن رسد . علاج آن است كه طبيعت او را به شياف نرم دارند و بعد از آن رب شاهتوت مىدهند و مرضعه ناربا و سماق يا گوشت كبوتر مىخورد و خوردن سج طفل را نافع آيد و شياف آن هم مفيد باشد . ورم ملازه و لوزتين سبب اين اكثر بلغمى بود كه از دماغ بدانجا فرود آيد . و بسيار باشد كه حرارت تشنگى رطوبات دماغ را بگدازد و به طريق نزله بدانجاىها فرود آيد . و در رى ورم لوزتين را كل و گوش گويند . علامت آن ورم است و دشوار مزيدن و فروبردن شير . علاج طلا كردن خنكىهاست چون خيار و سركه يا حنا و آب كاسنى يا آب گشنيز و عنب الثعلب بر محل نرمى سر و پرهيز كردن مرضعه از چيزهاى بلغمفزا و تدبيرى كه در ورم حلق گفته شد جمله نافع آيد . و اگر انگشت به عسل و اندك شب سوده بيالايند و بدان ها مىمالند تا لعاب بسيار بيايد بسى مفيد آيد . و اگر سخت قوى افتد بعد سه روز به انگشت بر آن زور كردن و آن را تركانيدن تا اخلاط آن دفع شود تدبيرى كامل بود و اللّه اعلم . استرخاء آنها [ ملازه و لوزتين ] علاج برداشتن آنها بود به عسل و شب سوده يا به روغن و شب سوده و مازوى به سركه سوده بر يافوخ او